ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

329

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

روز محاصرهء دمياط بازگشتند . اما باقى وقايع فرنگان ، به دولتهاى خاندان زنگى در شام و خاندان ايوب در مصر متعلق است . ما نيز بيان آن را به تأخير مىاندازيم تا در جاى خود از آن ياد كنيم . تنها واقعهء استيلاى ايشان بر قسطنطينيه و گرفتن آن از دست روميان باقى مىماند . كه اينك بدان مىپردازيم . استيلاى فرنگان بر قسطنطينيه فرنگان از آن پس كه بلاد شام را تصرف كردند با روميان كه در قسطنطينيه بودند گاه در نزاع و كشمكش بودند و گاه در صلح و صفا . زيرا اينان برخى از ثغور مسلمانان را كه با روم همسايه بودند تصرف كرده بودند ، روميان نيز بارها آنان را عليه مسلمانان يارى داده بودند ولى اينان عاقبت بر روميان غلبه يافتند و قسطنطينيه را از ايشان بستدند و پس از چندى روميان آن را از تانكرد [ 1 ] - يكى از سرداران فرنگان - باز پس گرفتند . كيفيت واقعه چنين است كه ملوك روم را با ملوك فرنگ به سبب زناشويى خويشاوندى افتاد . يعنى پادشاه قسطنطينيه خواهر پادشاه فرانسه را به زنى گرفت و او پسرى آورد . چندى بعد برادر پادشاه بر برادرزادهء خود عصيان كرد و او را بگرفت و به زندان نمود . اين پسر از زندان بگريخت و به نزد دايى خود رفت و از ستمى كه از عمو بر او رفته بود دادخواهى نمود . اين واقعه مصادف با حركت فرنگان به بلاد مسلمانان و باز پس گرفتن قدس از دست ايشان بود ، زيرا - چنان كه خواهيم گفت - قدس را صلاح الدين از دست فرنگان بدر آورده بود . براى انجام اين مقصود سه تن قدم در راه نهادند . دوك و نيز [ 2 ] كه ناوگانى كه با آن از دريا گذشتند از آن او بود و او خود مردى نابينا بود كه جز به يارى كسى كه دستش را بگيرد ياراى رفتنش نبود و سردار فرانسه به نام ماركيز [ 3 ] و سوم كنت دوفلاندر [ 4 ] و اين كنت را شمار ياران از ديگران بيش بود . پادشاه نيز خواهرزادهء مخلوع خود را با ايشان همراه ساخت و آنان را وصيت كرد كه او را در گرفتن تاج و تختش يارى دهند . در ماه ذو القعدهء سال 599 اين سپاه به قسطنطينيه رسيد . عم آن كودك لشكر بيرون آورد و جنگ آغاز نهاد . در اين حال طرفداران آن پسر آتش افروختند و دروازهء شهر را بسوختند و فرنگان را به شهر در آوردند . عمو بگريخت و فرنگان آن پسر را بر تخت شاهى نشاندند و پدرش را نيز از زندان آزاد كردند ولى آن دو را هيچ اختيارى در حكومت نبود . زمام امور را مهاجمان در دست داشتند . از اين رو دست به مصادرهء مردم گشودند و اموال كليساها را غارت كردند و هر چه طلا و نقره يافتند حتى آنها كه صليبها و تنديسهاى مسيح و حواريون را زينت داده بود يا بر جلدهاى انجيلها بود كندند و بردند . اين گونه اعمال بر روميان گران آمد . برجستند و آن

--> [ ( 1 ) ] متن : لشكرى . [ ( 2 ) ] متن : دوقص البنادقه . [ ( 3 ) ] متن : مركيش . [ ( 4 ) ] متن : كبداقليد .